![]() |
شهر من داراب |
![]() |
| این وبلاگ در رابطه با شهر داراب می باشد |
|
حوزه علمیه
|
|
این اثر متعلق به دوره قاجاریه بوده که در سال 1218 احداث گردیده است . از نظر معماری شبیه به مدارس دوره های گذشته بوده و تشکیل شده از یک سر حجره رواق در اضلاع شمالی و جنوبی و پشتیبانی در ضلع شرقی . |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:55 توسط رسول شاهرخ |
|
|
آتشکده آذرخش ( مسجد سنگی )
|
|
در حدود پنج کیلومتری جنوب شرقی شهر داراب ‚ در دامنه کوه بنای شگفت انگیزی با طرح چلیپا ( صلیبی شکل ) وجود دارد که امروزه به نام مسجد سنگی مشهور است . برخی از محققان معتقدند که این بنا ابتدا یکی از معابد مهم مهر پرستان آریایی بوده که در دوران ساسانیان تبدیل به آتشکده گردیده است . در دوران محمد حسن مبارز به سال ( 652 ه.ق ) محرابی به این آتشگاه اضافه شد و از آن پس این بنا به مسجد تبدیل گردید . قسمتی از سقف این بنا باز و در زیر آن حوض کم عمقی وجود دارد که راهروهایی با سقف مدور کوتاه پیرامون آن مشاهده می گردد . در بیرون بنا اتاق کوچکی در کوه ساخته شده که احتمالا محل اقامت نگهبان آتشکده بوده است .
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:54 توسط رسول شاهرخ |
|
|
آسیاب سنگی
|
|
در مجاورت مسجد سنگی ‚ آسیابی در دل کوه ساخته شده است که از نظر معماری در نوع خود کم نظیر است . این آسیاب دارای دو تنوره عظیم سنگی در بالای کوه است ‚ که از طریق آنها آب وارد آسیاب می شده است . |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:50 توسط رسول شاهرخ |
|
|
مسجد جامع داراب
|
|
این مسجد در مرکز شهر داراب واقع گردیده و از بناهای ارزشمند دوران صفویه به شمار می آید . معماری مسجد دارای یک شبستان بزرگ و راهروهای پیرامون آن و چهار مناره ی آجری است ‚ که در چهار گوشه مجموعه بنای مستطیلی مذبور بر پا و استوار می باشد . نماسازی و تزیین بدنه این مناره ها منقوش به آیات قرانی و اسماء متبرکه به خط کوفی است .
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:43 توسط رسول شاهرخ |
|
|
آثار شهر قدیم دارابگرد
|
|
در فاصله 11 کیلومتری جنوب شهر داراب آثار و بقایای شهر قدیمی دارابگرد مشاهده می شود . ورودی این شهر دارای چهار دروازه اصلی بوده و گرداگرد آن دیوار مدور عظیمی به طول شش کیلومتر دیده می شود ‚ پشت دیوار خندق بزرگی برای حفاظت از شهر ایجاد نموده بودند . در مرکز شهر و در بلند ترین قسمت آن دو صخره عظیم جدا از هم وجود دارد ‚ که در بالای صخره بزرگ آثار کاخ ‚ منسوب به اردشیر بابکان دیده می شود .
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 8:7 توسط رسول شاهرخ |
|
|
آتشکده آذرجو
|
|
این آتشکده در حدود 10 کیلومتری غرب داراب واقع شده است . آتشکده آذرجو به سبک چهار طاقی با گنبد مدور می باشد ‚ که سقف اصلی آن ویران گردیده است . در مقابل آتشکده کوه بلندی موسوم به حفر سیاه و چشمه طبیعی بزرگی به نام اغلان قز که به معنی دختر و پسر می باشد ‚ قرار دارد .
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 12:34 توسط رسول شاهرخ |
|
|
زندگینامه شاعر بزرگ دارب فتاح بهرانی از زبان خود ایشان
|
|
من فتاح بحرانی متولد سپیده دم روز هفتم تیر ماه ۱۳۲۵ هستم. در شهر داراب متولد شده و دوران ابتدایی و مقداری از دبیرستان را در زادگاهم داراب به پایان رسانیده و نیمه دوم دبیرستان را در شیراز سپری ساخته و بعد از اخذ دیپلم برای گذراندن دوران خدمت وظیفه وارد ارتش شده و دو سال خدمت خود را در تهران و شیراز و آذربایجان به پایان رسانیده و بعد از پایان خدمت وظیفه و موفقیت در کنکور دانشکده منابع طبیعی گرگان در این دانشکده و در رشته منابع طبیعی پذیرفته شده و بعد از پایان تحصیل در خرداد ماه سال ۱۳۵۳ در استان چهارمحال و بختیاری (شهرکرد) وارد خدمت دولت شدم و بعد از یک سال به فارس انتقال یافته و با درجه لیسانس تا سال ۶۴ در خدمت دولت بودم ولی از تاریخ ۸/۱۰/۶۴ بخت یاری نکرد و نتوانستم ارزش وجودی بی قیمت خود را به پای ارزش وجودی همکارانم برسانم به این منظور از خدمت استعفا داده و شعر سپیدی به یادبود روزی که سی سال تحصیل و خدمت خود را قربانی نموده سروده ام که ذیلا ملاحظه می فرمایید:
کوله بار مظلومیتم را برداشتم به خانه موری که در همسایگی ما بود رفتم و دانه گندمی را به رسم هدیه به او دادم او نپذیرفت و گفت: نان ما در زحمت ما و رفاه ما در عزت ماست شرمنده از انسان بودن خود به خانه بازگشتم و استعفای خود را در روز ۸/۱۰/۶۴ بدین مظمون بیان داشتم: نان ما در زحمت ما و رفاه ما در عزت ماست از آن روز تاکنون تاول های دستانم را به باد می دهم او کاوشگرانه آنرا می بوسد و من شفا می یابم و من یار و غمخواری جز باد نمی یابم من با شعر به دنیا آمده و زندگی من خود شعر غم انگیزیست ولی شعرگویی را در ۱۷ سالگی آغاز نموده در اشعار من همان طوری که ملاحظه می فرمایید دو شخصیت شعری کاملا مشهود و قابل تمایز است : شخصیت اول ناپختگی و جوانیست که در آن منیت موج می زند با اینکه شاید من امروز ذهنیت آن سروده ها را قبول نداشته باشم آنرا حذف ننموده چون معرف دوره ای از دوران فکری من است شخصیت دوم ذهنیت من شاعری شکسته و تنها دور از مردم و در مردم و با غم مردم روزگار می گذراند در شعرهای دسته دوم از منیت خبری نیست در شعر جذامی که می تواند یکی از آنها باشد من توانسته ام اندکی به تکامل برسم و از خود دور شوم .
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 12:27 توسط رسول شاهرخ |
|
|
عکس و شعری از همایون نیکخواهی یکی از خوانندگان شهر داراب
|
|
زمونه زمونه هزار و یک رنگ رنگ زردش مال ماست زمونه صندوقچه گنج اما رنجش مال ماست زمونه مملوو شادی اما دردش مال ماست زمونه یه کوه محکم ولی سنگش مال ماست عده ای تو این زمونه پر ناز و پر نعمت عده ای پر از شقاوت پر درد و پر مهنت عده ای گرسنه خوابن توی بیداری کبابن عده ای از روی سیری نمی تونن که بخوابن زمونه هزار و یک رنگ رنگ زردش مال ماست زمونه صندوقچه گنج اما رنجش مال ماست زمونه مملوو شادی اما دردش مال ماست زمونه یه کوه محکم ولی سنگش مال ماست ای خدا کاری بکن آدما یه رنگ بشن واسه کمک به هم همشون زرنگ بشن نزار این جوری بمونن آدمای بی پناه نزار این جوری بمیرن آدمای بی گناه زمونه زمونه آی زمونه دل ما آدما خیلی خونه زمونه زمونه آی زمونه
*** به زودی لینک اهنگها و یک مصاحبه با او در وبلاگ قرار داده خواهد شد *** |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:28 توسط رسول شاهرخ |
|
|
آبشار فدامی
|
|
منطقه تفریحی و گردشگری آبشار فدامی در بخش فورگ روستای آبشور از مناطق دیدنی شهرستان داراب می باشد ‚ که مجموعه ای از چند آبشار است . این آبشارها دارای آبی شیرین و شور بوده که جلوه ای منحصر به فرد از طبیعت را نشان می دهد .
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:9 توسط رسول شاهرخ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 مرداد 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| پیوندها |
|
ترفندهای کامپیوتر شبکه اطلاع رسانی شهری داراب دریافت نوت بوک مجانی وبلاگ MANIX ( داره طراحی می شه ) |
|
RSS
|